برگشتم ... سلام !
فرشاد جان محسن عزیز و سینای گلم و همه و همه ی کافه ای ها . دوستتون دارم از ته دل ! ( فرشاد صادقانه برات آرزوی موفقیت دارم ! موفق باشی داداشی ! )
این شعر رو هر وقت از هر جا می شنوم فقط سکوت می کنم امیدوارم شما هم ازش لذت ببرید !
از شاعر دوست داشتنی محمد رضا عبد الملکیان اینم متن کاملش :
[ زیبا ]
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
- دلتنگی مرا
زیبا
زیبا هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
ازمن مگیر
دست مرا بگیر و کوچه های محبت را
با من بگرد
یادم بده چگونه بخوانم
تا عشق در تمامی دلها معنی شود
یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت
در تند باد عشق نلرزد
زیبا
آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را
- احساس می کنم
آنگونه عاشقم که نیستان را
یکجا هوای زمزمه دارم
آنگونه عاشقم
- که هر نفسم شعر است
زیبا
چشم تو شعر
چشم تو شاعر است
من دزد شعرهای چشم تو هستم
زیبا
زیبا کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره باران
بنشان مرا به منظره رویش
من سبز می شوم
زیبا
زیبا ستاره های کلامت را
- در لحظه های ساکت عشق
بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
چشم از تو بود و عشق
بچرخانم
بر حول این مدار
زیبا تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کرده ام
در هرکجای عشق که هستی
آغاز کن مرا
محمد رضا عبد الملکیان
اینم کافه بغلی :
بیو گرافی «محمد رضا عبدالملکیان» :
" محمد رضا عبدالملکیان" در سال 1336 در نهاوند به دنیا آمد . او تحصیلاتش را تا مقطع دکترا از دانشگاه کشاورزی تهران ادامه داد .
محمد رضا عبدالملکیان از شاعران نوگو و نوجوی عصر انقلاب است که از ابتدای کار شاعری ، به شیوه های نو شعر می سرود . او در انواع قالب ها شعر فارسی طبع آزمایی کرده است . اما اشعار مطرح او عمد تا در قالب های نو نیمایی و اشعار منثور ( سپید ) می باشد . عبدالملکیان در ابتدا به قالب چهار پاره های پیوسته روی آورد و در این عرصه ، اشعار قابل توجهی سرود . او در زمینه سرایش رباعی و دو بیتی ها با گویش نهاوندی نیز ابتکاراتی در ترکیب عرضه کرد .
اغلب سروده های او ،رنگی عاشقانه با درون مایه ی اجتماعی دارد که با لحنی صمیمی و زبانی ساده و خوش آهنگ و به دور از ابهام بیان گریده است .
از آثار او :
- مجموعه های مه در مه ( مجموعه شعر )
- ریشه در ابر ( مجموعه شعر ) / 1366
- مهربانی ( مجموعه شعر ) / 1375
- " ردپای روشن باران " 1374
- " رباعی امروز ( مجموعه رباعی از شاعران معاصر ) / 1366
- " آواز های اهل آبادی " / 1374
- " حالا که آمده ای " 1383
- " ساده با توحرف می زنم " دفتر شعر / 1382
- " گزیده ادبیات معاصر : مجموعه شعر / 1378
- " گزینه اشعار محمد رضا عبدالملکیان " / 1384
- " گل چه پایان قشنگی دارد " یادنامه سلمان هراتی . / 1383
دلی داشتم شانه به شانه رفت
دریغا که خورشید این خانه رفت
دریغا از آن شور شیرین دریغ
از اینجا از این داغ سنگین دریغ
از این جا که کوه است و پژواک غم
و جنگل که سر برده در لاک غم
از این جا که از سینه می رود
و ماتم ستون در ستون می رود
از این جا که قامت دوتا کرده ام
خبر را لباس عزا کرده ام
خبر فرصت تیغ با سینه بود
خبر پیک سنگین در آیینه بود
خبر آمد و هر چه بر پا شکست
خبر آمد و پشت دریا شکست
خبر تیشه بر ریشه جان گرفت
خبر آمد و چشم این خانه رفت
دلی داشتم شانه به شانه رفت
دریقا که خورشید این خانه رفت
" عبدالملکیان "
عکس های پیشین :
0288 0287 0286 0285 0284 0283 0282 0281 0280 0279 0278 0277 0276 0275 0274 0273 0272 0271 0270 0269 0268 0267 0266 0265 0264 0263 0262 0261 0260 0259 0258 0257 0256 0255 0254 0253 0252 0251 0250 0249 0248 0247 0246 0245 0244 0243 0242 0241 0240 0239 0238 >>
[ اين اثر تا به حال بار دانلود شده ]